خوابنوشته های یک وجدان نیمه بیدار
پشت میزم سر کار نشستم و نمیدونم با این بغض سنگینی که گلومو گرفته چیکار کنم. سرمو پشت مونیتور قایم میکنم و با هزار زور و زحمت اشکامو پاک میکنم. راستش من زیاد گریه نمیکنم ولی وقتی بغضم میگیره تا حسابی گریه نکنم آروم نمیشم. آخرین بار سر ختم بابابزرگم اینجوری شده بودم و امروز به خاطر ناصر خان حجازی چشمام یه لحظه خشک نمیشه. واقعا تو این کشوری که هیشکی چشم نداره موفقیت دیگری رو ببینه چند تا آدم مثل ناصر حجازی پیدا میشه که بشه گفت همهی مردم ایران دوستش دارن و بهش احترام میذارن. هم اونایی که از نظر فکری و فرهنگی بهش نزدیک بودن و هم بقیه که شاید باهاش اختلاف عقیده هم داشتند اذعان میکنند که ناصر خان یه مرد بود و به شدت قابل احترام. کسی که تا آخرین لحظه ی عمر به اخلاق و رفتار و ظاهر و سر و وضعش به یک اندازه اهمیت میداد. کسی که هیچوقت جلوی زر و زور سر خم نکرد و در عین احترام گذاشتن به همه با صراحت به ناحقی و ظلم چه تو ورزش و چه هر جای دیگه اعتراض کرد. کسی که تنها سلاحش در برابر دشمنان ریاکارش، صداقت بود و بس. و چه شگفت انگیزه که در این زمانه ی دروغ و ریا هنوز هم آدمها به نشانه های صداقت ایمان دارن. یه سری به سایتهای خبری بزنین تا ببینین ناصر حجازی برای مردمی که به قهرمان سوزی مشهورند، چه جایگاه والایی داشته و داره. نگین که این همون داستان مرده پرستی ایرانی جماعته که ناصر خان وقتی زنده بود هم برای همه حتی دشمنانش بزرگ بود و قابل احترام. عجبا که برای همه ی اونایی که صبح تا شب دم از اخلاق و دین میزنند و جور دیگری رفتار میکنن هم، ناصر خان حجازی اسطوره ی اخلاق و مردونگیه. خدا رو شکر که مردم در آخرین روزهای عمر ناصر با شرکت در نظرسنجی برنامه ی نود و انتخاب گزینه ی صداقت و آزادگی او به عنوان رمز محبوبیت اش، راه و رسم ماندگاری و اسطوره شدن رو به همه ی ما یاد دادن. خیلی وقت بود از ته دل گریه نکرده بودم. خیلی وقت بود به اشکم افتخار نکرده بودم. ناصر خان حجازی تو تنها کسی بودی که لقب خان در اول اسمت آزارم نمیداد! هنوز خیلی از مرگت نگذشته اما میدونم که دلم برات تنگ میشه. دلم حسابی برات تنگ میشه مرد.

نگاهی به موسیقی فیلم "هزارتوی پن" اثر خاویر ناواره
حتماً آقای دلتورو در ابتدای کار به آهنگسازش خاویر ناواره توضیح داده که فیلمش قصهی پریانی بزرگسالانه است و به عنوان موسیقی متن، نیاز به نوای لالایی نفسگیری دارد در فضایی تیره و تار، که داستان را از ابتدا تا انتها و از سطح تا عمق روایت کند.
فیلم «هزارتوی پن» شاهکار کارگردان مشهور مکزیکی، گییرمو دلتورو، در سال 2006 نگاههای بسیاری را به خود معطوف کرد و مخاطبین بسیاری را درگیر داستان دلخراش رویارویی معصومیت خیالانگیز کودکانه و ورِ اهریمنی و خشن دنیای بزرگسالان کرد. دلتورو در این فیلم، شیرینی فانتزی و رویای کودکانه را با تلخی واقعیت در هم آمیخته و به معجون شگرفی دست یافت که تماشاگر را بیواسطه وارد دنیای عجیب و غریب فیلم میکند و موسیقی خاویر ناواره در این میان، آنچنان زیبا بر تار و پود فیلم نشسته و منافذ داستان را پَر میکند که گویی تصاویر و موسیقی در این فیلم، مجموعهای واحد و جدانشدنی هستند.
خاویر ناواره که برای این فیلم نامزد اسکار بهترین موسیقی متن در سال 2006 هم شد، تم موسیقیاش را بر پایهی یک لالایی بنا کرده است. لالایی شوم و بدشگونی که همراه با نَتهای دردناک پیانو و نوای دریغانگیز ویولون در لایهلایههای فانتزی و واقعیت فیلم رسوخ کرده و جاری میشود. این احتمالاً همان چیزی است که در ذهن دلتورو بوده است و شاید موسیقی یک قصهی پریان با فضایی تیره و تار و شوم را غیر از این هم نمیتوان تصور کرد.
مجموعهی ساندترک فیلم «هزارتوی پن» شما را به دورانی میبرد که موسیقی فیلم بیش از امروز بها داشت. حتی اگر کسی فیلم را ندیده باشد با گوش دادن به قطعات این مجموعه میتواند به راحتی به حال و هوای فیلم دست یابد. جان فیلم را میتوان در دو قطعهی افتتاحیه و اختتامیهی آلبوم با نامهای خیلی خیلی پیش از این/Long long time ago و لالایی هزارتوی پن/Pan’s labyrinth lullaby دریافت و در واقع این دو قطعهی موسیقی، کلیدهای ورود به دنیای پر رمز و راز «هزارتوی پن» هستند. دنیایی که ظاهر خیالانگیز و مسحورکنندهاش، بر بستری از خون و خشونت بنا شده است.
سر به صحرا میزنم تو دل جنگل/ نم اشکم شده اینروزا یه دریا
اینروزا حالا که تو نیستی کنارم/ من همونم که همیشه با تو بودم
تنها فرقم با روزای خوب دیروز/ اینه که اینروزا خالیه وجودم
منم اینجا بین آدما غریبه/ راسته میگن قصه¬ی عشق یه فریبه؟
یه روزی تموم زندگیم تو بودی/ حالا اما شدی کابوس شبونه
چشامو میبندم از یادم نمیری/ کی میفهمه که چی میگم، کی میدونه
اینروزا حالا که تو نیستی کنارم/ غم غربت میشینه توی وجودم
اما با تموم این حرفا هنوزم/ من همونم که همیشه با تو بودم

نگاهی از درون به جدایی نادر از سیمین
سیمین به نادر: این رسمش نبود نادر. بعد از چهارده سال زندگی، این رسمش نبود. شوخی شوخی همه چیزو جدی کردی، فقط برای این که بهم ثابت کنی میترسم؟ که وحشت خودتو پشت ترس من قایم کنی؟ من که همون اول زل زدم تو چشمات و گفتم آره میترسم. تو هم خوب میدونی من از چی میترسم. خوب میدونی وقتی میگم نمیخوام دخترم تو این شرایط بزرگ شه از چی دارم حرف میزنم. تو همه چیزو خوب میدونی اما غرورت بهت اجازه نمیده یه قدم پا پس بذاری. نادر من و تو باهم تصمیم گرفتیم ریشههای درخت خونوادهمونو از این زمین بکنیم و جای دیگهای بکاریم که بار بده. من و تو با هم تصمیم گرفتیم. میدونستیم درد داره ولی دلمونو خوش کرده بودیم به فردای ترمه. یادته؟ یادته یا بازم بگم؟ همهی اون شبا، اون قول و قرارا. چقدر با هم حرف زدیم. فکر همه جاشو کردیم و به این نتیجه رسیدیم که باید بکنیم. که باید بریم. که باید از صفر شروع کنیم . . . باید میدونستم که تو تو آخرین لحظه پشیمون میشی و پشیمونیت به قیمت نابودی این درخت تموم میشه. همینو میخواستی نه؟ من که میدونم چرا گفتی آره و چرا گفتی نه. من که میدونم پشت اون صورت سنگی چه خبره. من که میدونم چه درهی عمیقی پشت اون کوه غرور خوابیده. من که میدونم چرا همش نگاهتو ازم میگیری. من که میدونم از چی داری فرار میکنی. کاش فقط یه بار، فقط یه بار از دهنت در میرفت و میگفتی بمون. کاش فقط یه بار اون غرور لعنتیتو فراموش میکردی و به خاطر ترمه که میدونم اندازهی من دوسش داری بهم میگفتی بمون. میدونی که میموندم. میموندم و هیچکدوم از این اتفاقاتم نمیافتاد. ای وای نادر! من و تو چی کار کردیم با زندگیمون . . .
راضیه به حجت: حجت جان من میترسم. من از عاقبت این کار میترسم. اگه به خاطر این پول حروم یه بلایی سر سمیه بیاد چه خاکی تو سرمون بریزیم؟ به خدا من هر کاری کردم فقط به خاطر تو و این زندگی کوفتی بوده. به امام حسین میخواستم کمک خرجت باشم. نمیخواستم تو این وضعیت بدهکاری و بیکاریت بفهمی که من باردارم و هزار تا فکر دیگه بیافته تو سرت. به امام زمون هر کاری کردم فقط به خاطر تو بوده. خواهرتم در جریانه. طاقت نداشتم که ببینم زیر بار قرض و بدهی و بدبختی داری له میشی. حجت جان من به خاطرت به پای مردای غریبه افتادم. التماسشون کردم که نفرستنت زندون تا یه خاکی تو سرمون بریزیم. تو خودتو بذار جای من. چه کار دیگهای غیر از کلفتی تو خونهی مردم از دستم برمیاومد؟ خدا و پیغمبر شاهدن که تو اون خونه یه لحظه با اون آقا رودررو حرف نزدم. خدا شاهده بیشتر از همیشه حواسم به حجابم بود. برای عوض کردن لباسای اون پیرمرد بیچاره هم زنگ زدم از دفتر آقا پرسیدم. به امام حسین گفتن اشکالی نداره. حجت جان من نمیتونم دروغ بگم. به امام زمون من شک دارم. اگه دروغ بگم جواب خدا و پیغمبرو چی بدم؟ اگه یه بلایی سر سمیه بیاد چی؟ حجت جان من همه کار واست میکنم ولی این یکی رو ازم نخواه. به خدا نمیتونم دست رو قرآن بذارم و واسه چیزی قسم بخورم که ازش مطمئن نیستم. نمیتونم. به امام حسین نمیتونم . . .
حجت به سیمین: خانوم شما فکر کردین ما کی هستیم؟ فکر کردین درد من این پوله؟ فکر کردین میخوام تلکهتون کنم؟ من بغض دارم خانوم. حیف که نمیتونم مث شما قشنگ حرف بزنم. فکر کردین شما آدمین و ما حیوون؟ بچهی شما بچهس و بچهی ما توله سگ؟ فکر کردین چون دیوارمون کوتاهه میتونین بهمون تهمت دزدی و هزارتا کوفت و زهر مار دیگه بزنین و از شرمون راحت شین؟ فکر کردین اگه میخواستیم از شما و امثال شما دزدی کنیم وضع ما این بود؟ خانوم من 10 سال تو اون کفاشی جون کندم. عرق ریختم. جوونیمو حروم کردم و آخرش با یه تیپا انداختنم بیرون و گفتن هری. برو هر غلطی دلت میخواد بکن. به هزار جا شکایت کردم و آخرشم هیچی به هیچی. اصلاً میفهمی اینا یعنی چی؟ میفهمی بیکاری و بدهکاری یعنی چی؟ میدونی شرمندگی یه مرد جلو زن و بچهش یعنی چی؟ هر کی از راه رسید زد تو سرم. یه عمره عالم و آدم حقمو خوردن و یه آبم روش. اما این بار دیگه نمیذارم. این بار دیگه نوبت منه. حتی اگه به قیمت یه دروغ مصلحتی هم تموم بشه نمیذارم زندگیم از هم بپاشه. خانوم من دیگه آخر خطم. نذارین هم خودمو بدبخت کنم و هم شما رو. به همون خدا و پیغمبر که شما بهش اعتقاد ندارین، نمیذارم نابودم کنین. حقمو خوردین، از کار بیکارم کردین، پامو به زندون وا کردین، زن و بچهمو آواره کردین، بچهمو کشتین. اما دیگه بسه. از اینجا به بعد دیگه نمیذارم تو سرم بزنین. خودتونم میدونین که دیگه هیچی برا از دست دادن ندارم. تا آخرش جلوتون وامیسم. به خداوندی خدا جلوتون وامیسم. وامیسم . . .
نادر به ترمه: متاسفم دخترم. متاسفم. هم به خاطر مادرت و هم به خاطر بچهی راضیه خانوم. میدونم دروغ گفتم اما میدونی که نمیخواستم هیچکدوم از این اتفاقا بیافته. دیگه از اینهمه دروغ خسته شدم. کاش میتونستم تو چشات نگا کنم و بهت بگم چقد خستهام. کاش این غرور لعنتی بهم اجازه میداد که سرمو رو زانوهات بذارم و هقهق گریه کنم. کاش میتونستم از این دل لامصبم با یکی حرف بزنم. آره! میدونم اشتباه کردم و بعدشم خواستم با یه دروغ بزرگ سر و تهشو هم بیارم. اما به خدا هر کی جای من بود همین کارو میکرد. تو راس میگی، میدونستم که اون بارداره اما تو اون لحظه که آدم چیزی به یادش نمیمونه. راستشو بخوای اصلاً نفهمیدم چجوری پرتش کردم بیرون. به خدا نفهمیدم. بابا جان من اگه دروغم گفتم، کمش به خاطر خودم و زیادش به خاطر تو بوده. زندان رفتن من دردی از کسی دوا نمیکرد. تو نمیدونی ولی من به خاطر تو حاضر شدم که از همه چیزم حتی پدرم بگذرم. حاضر شدم از ریشههام بکنم. اما نشد بابا جان. نمیشه، نمیخوام، نمیتونم فرار کنم. اینهمه سؤال بیجواب و بذارم و کجا برم؟ جوونی هدر رفتهمو کجا بذارم و برم؟ یه عمری سگدو زدم و تازه رسیدم به اینجا. چجوری برم تو یه سرزمین غریب و دوباره از صفر شروع کنم؟ چجوری؟ دخترم، متاسفم به خاطر مادرت. من و اون دیگه راهمون از هم جدا شده. هیچوقت فکر نمیکردم این داستان تا جدایی ما پیش بره، ولی رفت. عزیزم دنیا همینقد بیرحمه. مادرت تونست از ریشههاش بکنه و من نه. تو هم دیگه بزرگ شدی دخترم. هر جور که فکر میکنی درسته رفتار کن. من به انتخابت احترام میذارم و میدونم که هر جا باشی باباتو از یاد نمیبری. میدونم که از یادم نمیبری . . .
ترمه به قاضی: من فکرامو کردم آقای قاضی . . . همهی فکرامو کردم. همین الان باید بگم؟ باشه میگم ولی . . . چجوری بگم؟ راستش انتخاب من خیلی هم مهم نیس. میدونم مهمه ولی چیزای مهمتری هم هست. همهی اون چیزایی که این چن وقته از دست دادیم. خانوادهمون، رابطهمون، اعتمادمون. حالا دیگه انتخاب من اصل داستانو عوض نمیکنه. مهم اینه که دیگه نگاه من به همه چی مث قبلنا نیس. حالا دیگه میدونم باباها هم دروغ میگن. حالا دیگه میدونم پشت همهی اتفاقات ساده چیزای بزرگتری هست. حالا دیگه دنیا اونقدرا هم قشنگ نیس. دروغ هست، دعوا هست، فقر هست، فحش هست، تهدید هست، جدایی هست، مرگ هست. انتخابمو بهتون میگم آقای قاضی، اما بدونین که حالا دیگه برای من همهچی عوض شده. همه چی عوض شده . . .
هومان فرزادیگانه/کافه سینما
![]()
فهرست بهترین ترانههای سال 2010 به انتخاب خودم از میون 78 آلبومی که امسال به دستم رسید و گوش کردم. البته میدونین که اینجور فهرستا معمولا سلیقه ایه و چون سلیقه ی من هم بیشتر به موسیقی ایندی نزدیکه، شاید بشه این فهرستو بهترینای ایندی سال هم دونست. در هر حال برای اونایی که اینجور موسیقی رو دوست دارن میتونه یه عیدی خوب برای تعطیلات پیش رو باشه:
1.Tighten up – Black Keys
2. A Moment of Madness – Katie Melua
3. Marry You – Bruno Mars
4. What Part of Forever – Cee loo green
5. The Suburbs – Arcade Fire
6. Just The Way You Are – Bruno Mars
7. Ready to Start – Arcade Fire
8. Eclipse – Metric
9. Backdown South – Kings of Leon
10. Howlin For You – Black Keys
11. I Didn’t See it Coming – Belle & Sebastian
12. The Cave – Mumfords & Sons
13. Holidays – Vampire Weekend
14. Beach Side – Kings of Leon
15. Conversation 16 – The National
16. Little Lion Man - Mumfords & Sons
17. Mi Amigo – Kings of Leon
18. Juveniles – The Walkmen
19. Kings & Queens – 30 Seconds to the Mars
20. Neutron Star Collision – Muse
21. Vaporise – Broken Bells
22. White Sky - Vampire Weekend
23. Roll Away Your Stone – Mumfords & Sons
24. Wide Eyes – Local Natives
25. Maneater – The Bird & The Bee
26. I Want The World to stop – Belle & Sebastian
27. Bloodbuzz Ohio – The National
28. Spark – Amy Macdonald
29. Janelle Monae – Tightrope
30. Thieves – She & Him
31. King of Spain – The Tallest Man on Earth
32. Heavens on Fire – The Radio Dept
33. The High Road – Broken Bells
34. Over it Over again – She & Him
35. Skippin Town – The Drums
36. Make Me Stay – Gold Motel
37. A Lion’s Heart – The Tallest Man on Earth
38. All to All – Broken Social Scene
39. Song For No One – Miike Snow
40. Lisbon - Walkmen
فرارسیدن عید نوروز در آستانهی 30 سالگی و در اوج افسردگیهای ناشی از پایان یک مرحلهی مهم از زندگی و ورود به مرحلهای مبهم و نامشخص، شاید تنها به یک تلخند چند ثانیهای بیانجامد. این حس که دیگر حتی فرصت بهانه گرفتن و خسته شدن هم نداری و اینکه همهی حرفها و زخمهایت آنقدر کهنه شده که خودت هم دیگر تاب تحملشان را نداری، به اندازهی کافی مأیوس کننده است؛ حال در این میان غصه خوردن برای از دست دادن موها یا چاق شدن و از ریخت افتادن و هزار و یک مشکل ازلی ابدی دیگر، به اندازهی پوچی داستان اول و حتی بیشتر از آن احمقانه جلوه میکند. و احمقانه تر اینکه دیگر کاملاً فهمیدهای که هیچ معجزهای در کار نیست و زندگیات تا انتها قرار است همینگونه باشد: شبیه هر آنچه که نمیخواهی باشی.

نگاهی به آلبوم پادشاه مرده است/The King is Dead اثر جدید The Decemberists
گروه پورتلندی The Decembrists با ششمین آلبوم استودیویی خود که اخیراً منتشر شد، به خانه بازگشته و این خبر خوبی است برای هواداران قدیمی این گروه که از آلبومهای ابتدایی آنها خاطرات خوبی دارند. مجموعهی 10 قطعهای پادشاه مرده است/The King is Dead یک آلبوم سرراست و دلنشین در سبک کانتری و چرخشی عامدانه است به سوی سادگی برای گروهی که آلبوم پیشین خود را با قطعاتی مشکل، پیچیده، طولانی و نمایشی پر کرده و گامهای بلندی به درون قلمرو پروگرسیو راک انگلیسی برداشته بود.
کالین ملوی مرد اول گروه The Decembrists اعتقاد دارد که ساختن قطعاتی این چنین ساده میتواند به اندازهی خلق قطعات پیچیدهی حماسی مشکل و خطرناک باشد. دانستن این مطلب و توجه به آن، همان چیزی است که بهترین گروهها را از گروههای متوسط و ضعیف جدا میکند. اعضای The Decembrists در طی این سالها تجربیات متفاوتی را از سر گذرانده و در اغلب آنها هم بالنسبه موفق بودهاند؛ حالا در این آلبوم تازه که بازگشتی است به ریشههای آمریکایی گروه، هیچ ترانهی حماسی بلند با ارجاعات قرن هجدهمی و یا فرهنگ لغات خاص و حتی ماجراهای عاشقانهی تلخ و تراژیک وجود ندارد؛ اگر حرفی هم هست دربارهي خود زندگی است و کوتاه و ساده و دلنشین.
سبک این آلبوم را شاید بتوان فولک-کانتری با حال وهوایی افسانهای نامید. صدای هارمونیکا یا همان سازدهنی خودمان به سبک بروس اسپرینگستین و باب دیلان و ارجاعاتی به برخی قطعات The Smiths و نیل یانگ را در سرتاسر آلبوم میتوان شنید و حس کرد. اعضای گروه برای افزایش حس نوستالژیک قطعات از هنرمندان مهمانی همچون گیلیان ولش – خوانندهی درخشان و محبوب سبک کانتری – و پیتر باک، گیتاریست REM هم استفاده کرده اند.
در مجموع میتوان گفت که آلبوم پادشاه مرده است مجموعهای منسجم، شنیدنی و دلنشین از کار در آمده که ممکن است زرق و برق آلبوم پیشین آنها، قمار عشق/The Hazards of Love را نداشته باشد، اما باعث میشود که برای حدود 40 دقیقه هم که شده، ضربان نبض زندگی را در وجودتان حس کنید و پر شوید از شور سادگی.
نویسنده: هومان فرزادیگانه
منبع: سایت www.ahangsaramag.com

نگاهی به آلبوم جدید Iron & Wine
حالا دیگر نزدیک به ده سال است که ساموئل بیم/ Samuel Beam خواننده و ترانهسرای آمریکایی، با عنوان آیرن اند واین/ Iron & Wine
و با گیتار آکوستیکی در دست، کوچهپسکوچههای موسیقی سافت- فولک آمریکا
را در مینوردد. او از اولین آلبوماش که در سال 2002 با نام Creek Drank The Cradle منتشر شد تا آلبوم سال 2007 خود با نام سگ چوپان/ Shepherd’s Dog که
تحسین توأمان هواداران و منتقدان را در بر داشت، راه درازی را پیمود و به
تدریج از یک خوانندهی مهجور سافت فولک با صدای تودماغی و ریش بلند که
اشعار لطیف و صمیمانهاش را به جامهی ملودیهای شیرین اما خام، ملبس
میکرد، به یک هنرمند فولک با رویکرد پاپ تبدیل شده که تخصص اصلیاش یعنی
ملودینویسی و ترانهسرایی را در خدمت تنظیمها و سازبندیهای خلاقانه و
امروزی قرار میدهد.
آلبوم تازهی آيرن اند واين با نام Kiss Each Other Clean درست همانیست که میشد از اثر بعدی او انتظار داشت و در ادامهی همان روندی که به Shepherd’s Dog
منجر شده بود قرار میگیرد. بسیاری از این حرکت او به سمت موسیقی جریان
اصلی استقبال کردهاند، اما بعضی از طرفداران قدیمی ساموئل بیم، همچنان
صدای موسیقی او را کاملا آکوستیک و بدون افکتهای صوتی، همخوانیها و
نواهای پسزمینهای میپسندند که این آلبوم تازه شاید برای آنها موجبات
سرخوردگی بیشتری را فراهم کند. ساموئل در این آلبوم از هیچ فرمولی پیروی
نمیکند و در سراسر آلبوم، بیوقفه به گوشههای مختلف سبکهای مختلف موسیقی
سرک میکشد. سازبندی آلبوم کمنظیر است و نوای نرم سینتسایزر، بافت و
پسزمینهی لطیفی را برای بعضی قطعات اندکی خشنتر مجموعه فراهم کرده است.
این یکی از خلاقانهترین کارهای چند وقت اخیر در دنیای موسیقی متفاوت
آمریکاست و مؤلفههای مورد استفاده و منابع الهام ساموئل بیم در خلق
ترانههای این مجموعه، آنچنان گسترهی وسیعی را در بر میگیرند که شاید
اشاره به تکتک آنها کار عاقلانهای نباشد. البته شاید بتوان گفت که این
تنوع و تجربهگرایی از یک نقاش، فیلمساز، استاد دانشگاه، نویسنده، موزیسین
و ترانهسرا که پدر پنج فرزند هم هست، چندان هم بعید به نظر نمیرسد. با
این حال گاهی اصرار او در تکرار بعضی موتیفهای دلنشیناش به نوعی دلزدگی
منجر میشود.
با همهی این حرفها، ترانههای آيرن اند واين در
این آلبوم هم مثل همیشه، پر از داستانکهای شیرینی است دربارهی زندگی و
احساسات یک مرد متوسط رمانتیک از جنوب آمریکا. همان قصههای ملموسی که حس
صمیمیت غریبی را نسبت به او در شنونده برمیانگیزانند.
نویسنده: هومان فرزادیگانه
منبع: سایت www.1000ketab.com

مروری تحلیلی بر جدیدترین ساختهی دیوید فینچر: شبکهی اجتماعی/ Social Network
*لینک مطلب در سایت کافه سینما:
http://www.caffecinema.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1036:-l-r-&catid=63:iraninreview1&Itemid=62